حماسه خرداد
خرداد، ماه شگفتی آفرینی ملت ایران و منشا تحولات تاریخ ساز در جمهوری اسلامی ایران می باشد که حماسه های سوم خرداد 1361 و دوم خرداد 1376 از آن جمله است.
حماسه دوم و سوم خرداد با هم شباهت های بسیاری دارند. هر دو با حماسه مردمی خلق شده اند. هر دو غرور آفرین و با نیروی ایمان، میهن پرستی و آگاهی مردم خلق شده اند. وقوع هر دو جهان را مبهوت کرد! هر دو هر سال پشت سر هم تکرار و در تاریخ ماندگار شد ه اند.
در سوم خرداد 1361، خرمشهر - شهر خون و قیام- پس از 578 روز اشغال با عملیات بیت المقدس آزاد شد که یکی از مهمترین وقایع در تاریخ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی است. فتح خرمشهر در آن روز نتایج مهمی برای جمهوری اسلامی ایران به همراه داشت. باعث تقویت روحیه مردم شد و توازن سیاسی- نظامی را به سود ایران در جنگ هشت ساله تحمیلی تغییر داد که این امر در اظهار نظر کشورهای منطقه و دولتهای غربی و آمریکایی و رسانههای آنها به خوبی مشهود بود. دشمنان انقلاب اسلامی که در پشت صدام حسین به نابودی انقلاب، دل بسته بودند، دیدند که انقلاب، توانسته خود را محکم و استوار نگه دارد. به همین دلیل نیز سوم خرداد بنام روز مقاومت، ایثار و پیروزی نامگذاری شده است.
حماسه سوم خرداد آنچنان اهمیت داشت که امام راحل(ص) فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد.
در دوم خرداد 76 نیز حماسه ای دیگر توسط مردم خلق شد که دهان جهانیان را تا مدتها باز نگاه داشت و چشمشان را خیره!
آنچه در دوم خرداد سال 1376 واقع شد امری فراتر از پیروزی در یک انتخابات بود. ملت بزرگ ایران در دوم خرداد جهت گیری جدیدی را در کشور رقم زد که همانا تأکید بر اهداف اصلی انقلاب اسلامی و تداوم آن اهداف و ایجاد اصلاحات لازم در چارچوب قانون اساسی بود. مردم در این روز بزرگ اعلام کردند که علاقه مند نظام جمهوری اسلامی هستند، قانون اساسی و آموزه های امام خمینی را با جان و دل قبول دارند. در واقع، پیروزی خواست و اراده ملت برای بازگشت به قانون اساسی و تأکید بر اجرای کامل و بدون تنازل آن، متوقف نمودن روندها و رویه های مغایر با قانون اساسی و حاکمیت قانون در کشور بود.
اینکه تا چه حد خواسته های واقعی مردمی که حماسه دوم خرداد را آفریدند در عمل محقق شد و یا اجازه تحقق یافت، حکایت جداگانه ای است. این دوره دستاوردهای عظیمی برای مردم و کشور داشت که جدا از عملکرد «دولت اصلاحات» و دستاوردهای اجرایی، توسعه ای و حتی سیاسی آن باید مورد ارزیابی قرار گیرد و جایگزین کردن عملکرد دولت و یا رئیس جمهور با دستاوردهای تاریخی ملت، جفای بزرگی به جنبش اجتماعی مردم ایران و حماسه بزرگی است که در دوم خرداد 76 خلق کردند.
دولت برآمده از حماسه دوم خرداد، زبان فرهنگ و سیاست، یا به تعبیر بهتر «زبان اخلاق و سیاست» را به هم نزدیک کرد و سیاست اخلاقی را جایگزین اخلاق سیاسی کرد.
مقام معظم رهبری دوم خرداد 76 را – به واسطه نقش آفرینی موثر مردم و حضور پرشورشان در تعیین سرنوشت کشور و تداوم مسیر انقلاب اسلامی و انتخاب اندیشمند فرزانه ای که جهان را با نظریه " گفتگوی تمدنها" به تحسین واداشت-، " حماسه" نامیدند و الحق و الانصاف که چنین تعبیری، شایسته این روز بزرگ هم است.
حماسه انتخاباتی دوم خرداد هم آنچنان جهانیان را مبهوت کرد که ناچار شدند بگویند حماسه عین دموکراسی است. حتی نقل شده است که یکی از روزنامه مهم جهان نوشته است انتخابات دوم خرداد ایران نشان داد که کشورهایی در جهان هستند مانند ایران که دموکراسی و مردم سالاری در آنجا وجود دارد اما آمریکا با آنها دشمن است و کشورهایی هم هستند که در آنها دیکتاتوری است اما آمریکا با آنها دوست است.
آنچه مسلم است ملت بزرگ ایران، علیرغم محدودیت هایی که وجود دارد و علیرغم تلاشی که در جهت حذف، نفی و انکار دستاوردهای ملت در دوره اصلاحات به عمل می آید هیچگاه این دستاوردها را فراموش نخواهد کرد و به عنوان سرمایه ای بزرگ از این دستاوردها صیانت کرده و در تداوم حرکت تاریخی خود از آنها بهره خواهد برد و از دوم و سوم خرداد در کنار هم به عنوان حماسه های تاریخی یاد خواهند کرد.
وقتی دیدم سیه چرده ای از بندگان خدا بر روی دو دست و تخته ای چرخدار بسختی تن را جابجا و به دور خانه خدا طواف می کند که هر حرکتش شاید ثانیه هایی بطول می انجامید، اشک در چشمانم دوید و شرمنده شدم که شاید من سعی می کردم طوافم زمان کمتری طول بکشد.
وقتی دیدم پیرزنی سال خورده دست شوهر سال خورده تر از خود را گرفته و هر دو عاشقانه و کشان کشان به دور خانه خدای خود طواف می کنند باز شرمنده شدم که مدتی است می توانم بآسانی خود را به کعبه، قبله مسلمین برسانم و شاید از روی عادت به دور خانه خدا گشته ام! و اگر چنین بوده است طلب بخشش کردم. اما خودش قسمت کرده است که ما نیز چنین سرنوشت، قسمت و زیارت سهلی داشته باشیم.
وقتی دیدم پیرزنی خمیده تا زانو نفس زنان و عصا بدست به سختی به گرد خانه خدا طواف میکند، جای عمه ام را خالی دیدم که در چنین وضعی است.
اینها همه بخشی از جنبه های عشق است به خدا که در بندگانش ظهور کرده است و تنها این عشق است که می تواند انسانهایی با این شرایط را به این مکان مقدس بکشاند.
دیدن این بندگان خدا مرا بیشتر به تامل و تفکر فرو برد که عاشقان خدا با چه سختی ها و مشقتهایی و شاید پس از سالها انتظار به خانه خدای خود که آمال دلشان بوده است، رسیده اند و اینچنین خالصانه و حتی بدون استفاده از ویلچر طواف می کنند. البته هر بار خدا را بیشتر شکر کردم که سالم هستم و فکر می کنم قطعاٌ خودش قسمت نموده که خانه اش برای ما چنین سهل الوصول باشد.