امام حسين (ع) و قيام عاشورا

شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است.
او نیامده است كه دشمن را با زور شمشیر بشكند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یك تصادف یا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. این‏طور نیست،
او در حالى كه مى‏توانسته است در خانه‏اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب كرده است...
امام حسین‏ علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى‏كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.

"... در عجب‌ام از مردمی که،
خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند،
و بر حسین‌ی می‌گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد..."

ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می دانیم و عصر عاشورا ختمش می کنیم؛ بعد دیگر نمی دانیم چه شد! داستان کربلا, نه از آغاز تاسوعا و یا محرم شروع می شود و نه به عصر عاشورا و اربعین تمام می شود.
این است که از دو طرف قیچی اش کردیم و آن را از معنی انداختیم, مثل قلبی که از داخل بدن در بیاوریم, که دیگر قلب نیست. باید قلب را در این سینه و اندام بزرگ بشری و در تسلسل عظیم یک دست تاریخ انسان بگذاریم؛ و آن وقت تپش پیدا می کند و آن وقت خون "حسین", خون می شود. اما الان از آن ماده تخدیری درست کرده ایم.
 
                                                                                 دکتر شریعتی
 
......................................................................................................................
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود


اما افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند

 و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند.

 

                                                             دکتر شریعتی

....................................................................................................................


گاهی گمان نمی کنی ولی می شود

                 گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

                                   گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست

                                    گاهی تمام شهر گدای تو می شود.

                                                                           دکتر شریعتی

.......................................................................................................................

امید:

شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خيره می‌شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببريد.
فرشتگان پرسيدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او اميد به بخشش داشت..

چرچيل

چرچيل(نخست وزير سابق بريتانيا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت. هنگامی که به آن جا رسيد به راننده گفت آقا لطفاً نيم ساعت صبر کنيد تا من برگردم.. راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سريعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچيل را از راديو گوش دهم" چرچيل از علاقه‌ی اين فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و يک اسکناس ده پوندی به او داد. راننده با ديدن اسکناس گفت: "بی خیال چرچيل! اگر بخواهيد، تا فردا هم اين‌جا منتظر می‌مانم!"

 

 

ای خدای کعبه ، دکتر علی مزینانی شریعتی

ای خدای کعبه ،

این مردمی را که همه ی عمر هر صبح و شام در جهان رو به خانه ی تو دارند ،رو به خانه ی تو  می میرند این مردمی را که برگرد خانه ی ابراهیم تو طواف می کنند قربانی جهل شرک و دربند جور نمرود مپسند.

و تو ای محمد ،

پیامبر بیداری و آزادی و قدرت !

خانه ی تو را حریفی دامن گستر در  برگرفته است و سرزمین  تو در بستر سیاه ذلت به خواب رفته است .

بر سرشان فریاد زن : بیدارشان کن

و تو ای علی ،

مرد خدا و مردم

ما شایستگی شناخت تو را از دست داده ایم . شناخت تو را از مغز های ما برده اند اما عشق تو را علی رغم روزگار درعمق وجدان خویش در پس پرده های دل خویش همچنان مشتعل نگه داشته ایم ،

چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می کنی ؟ تو ستمی را بر یک زن یهودی که در ذمه حکومتت می زیست تاب نیاوردی و اکنون مسلمانان را در ذمه یهود ببین .

و ببین که بر آنان چه می گذرد !

ای صاحب آن بازو که یک ضربه اش از عبادت هردو جهان برتر است

ضربه ای دیگر!

و شما دو تن ای خواهر! ای برادر!

ای شما که به انسان بودن معنی دادید وبه آزادی جان و به ایمان و امید ، ایمان و امید و با مرگ شکوهمند خویش به حیات زندگی بخشیدید !

آری ای دو تن !

از آن روز دردناک که خیال نیز از تصورش می هراسد و دل از دردش پاره می شود چشم های این ملت از اشک خشک نشده است .

توده ی ما قرن هاست که در غم شما و در عشق به شما می گرید مگر نه عشق تنها با اشک سخن می گوید ؟

یک ملت در طول یک تاریخ در اندوه شما ضجه می کند به جرم این عشق تازیانه ها خورده و قتل عام ها دیده وشکنچه ها چشیده و هرگز برای یک لحظه نام شما دو تن از لبش و یاد شما از خاطرش و آتش بی تاب عشق شما از قلبش نرفته است.

هر تازیانه ای که از ظالمی خورده است داغ مهر شما را بر پشت و پهلویش نقش کرده است…

ای زینب!

ای زبان علی در کام!

با ملت خویش حرف بزن!

ای زن!

ای که مردانگی در رکاب تو جوانمردی آموخت…

ای زبان علی در کام!ای رسالت علی بر دوش!

ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را

در میان هیاهوی همیشگی قداره بندان و جلادان

همچنان به گوش تاریخ می رسانی.

زینب با ما سخن بگو!

مگو که بر شما چه گذشت!

مگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی!

مگو که جنایت آنجا تا به کجا رسید!

مگو که خداوند آن روز

عزیز ترین و پر شکوه ترین ارزشها و عظمتها یی را که آفریده است

یکجا در ساحل فرات

و بر ریگزارهای تفیده بیابان طف

چگونه به نمایش آورد و بر فرشتگان عرضه کرد

تا بدانند که چرا میبایست بر آدم سجده گنند

آری زینب

مگو که دشمنانتان چه کردند دوستانتان چه کردند

آری ای “پیامبر انقلاب حسین”!

ما می دانیم.ما همه را شنیده ایم.

تو پیام کربلا را پیام شهیدان را بدرستی گزارده ای

تو شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی

همچون برادرت که با قطره قطره ی خون خویش سخن می گفت.

ای که از باغهای سرخ شهادت می آیی

و بوی گل های نو شکفته آن دیار را در پیرهن داری

ای دختر علی ای خواهر

ای که قافله سالار کاروان اسیرانی

ما را نیز در پی این قافله با خود ببر!

و اما تو ای حسین !

با تو چه بگویم؟

“شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل”

و تو ای چراغ راه

ای کشتی رهایی ای خونی که از آن نقطه ی صحرا جاودان می طپی و می جوشی و در بستر زمان جاری هستی و برهمه ی نسل ها می گذری و هر زمین حاصلخیزی را سیراب خون می کنی و هر بذر شایسته را در زیر خاک می شکافی و می شکوفایی و هر نهال تشنه ای را به برگ و بار حیاتو خرمی می نشانی ای آموزگار بزرگ شهادت !

برقی از آن نور را براین شبستان سیاه و نومید ما بیفکن قطره ای از آن خون را بستر خشکیده و نیم مرده ی ما جاری ساز تفی از آتش آن صحرای آتش خیز را به این زمستان سرد و فسرده ی ماببخش .

ای که مرگ سرخ را برگزیدی تا عاشقانت را از مرگ سیاه برهانی ،

تا با هر قطره ی خونت ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به طپش آری و کالبد مرده و فسرده ی عصری را گرم کنی و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق وامید دهی!

ایمان ما ملت ما تاریخ فردای ما کالبد زمان ما

به تو و خون تو محتاج است.

              برگرفته از کتاب نیایش

                            اثر دکتر علی مزینانی شریعتی

خدایا!
من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من همچون تویی دارم که تو چون خود نداری .

بارالهی مرا خردی بخش تا هرانچه که تو زود میخواهی دیر نخواهم و هرانچه که تو دیر میخواهی را زود نخواهم. آمین. امیدوارم سخنان این بزرگ را با عملکرد در زنگی استفاده کنید و از آن لذت ببرید. ممنون

 

افسون زندگی

افسون زندگی


در بیکرانه زندگی دو چیز است که افسونم می کند :


آبی آسمان که می بینم و میدانم که نیست

و

خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.


« دکتر علی شریعتی »

............................................................................................................................

کلبه

      زلال که باشی آسمان در تو پیداست  (دکتر علی مزینانی شریعتی)

......................................................................................................................................

 

خدایا رحمتی کن تا ایمان نان و نام برایم نیاورد،قدرتم بخش تا،نانم را و حتی نامم را درخطر ایمانم افکنم،تا از آنهایی باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند،نه ازآنهاییکه پول دین را میگیرند و برای دنیا کار میکنند ...

دکتر شریعتی
 

حضرت زینب (س)

عنوان  :  وفات حضرت زينب (سلام الله عليها)
تاریخ  :  1387/04/28
كلمات كليدي  :  زينب (س)، كربلا، عاشورا، مصر، شام
نوع مقاله : پژوهشي
موضوع مقاله : تاريخ اسلام
نویسنده :  محمدرضا رستمي زاده
 نبي اكرم (ص) در اول ذي الحجة سال دوم هجري فاطمه (س) را به خانه علي (ع) فرستاد. هر چند فاصله زمان عقد تا عروسي تقريباً 10 ماه بوده است و ثمره اين ازدواج مبارك امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) و ام كلثوم و زينب كبري (سلام الله عليهما) بود.[1]
  زينب (س) در حيات جدش رسول خدا (ص) متولد شد.[2] ابن اثير جزري در كتاب اسدالغابه حضرت زينب را از صحابيات ناميده است.[3] بعضی ها ولادت حضرت زينب را دوسال بعد از برادرش حسين (ع) در سال 6 هـق در ماه شعبان مي‌دانند.[4] در حالی که بعضي از علما[5] سال ولادت ايشان را 7 هـق مي‌دانند. ولي شهيد دستغيب شيرازي و شهيد قاضي تبريزي[6] تولد حضرت را در سال پنجم و در ماه جمادي الاولي مي‌دانند.
 
زينب در لغت:
  زينب يا مأخوذ از «زَنِبَ» است از باب «فَرِح» يعني فربه شد. (چنانچه در حضرت زينب (س) وفور صفات حسنه و اوصاف پسنديده مي‌باشد). و يا اينكه به اصل خودش باشد، به معني درخت خوش بوي نيكو منظر[7] و يا اينكه «زين أب» بوده است، يعني زينت پدر كه به اعتبار همين معني بعضي تعبير از آن بانوي گرامي نموده «زين ابيها» در مقابل «اُم ابيها»[8]
 
القاب حضرت زينب:
  لقب آن است كه دلالت بكند بر مدح يا ذمّ و براي حضرت زينب (س) القابي ذكر شده است[9] از جمله صديقه الكبري، العصمة الصغري، وليّه الله العظمي، ناموس الكبري، الرّاضيه بالقدر والقضا، امينة الله، عالمة‌ غير معلّمه، فهمة غير مفهمّه، محبوبة المصطفي، قرة عين المرتضي، نائبة‌ الزهرا، شقيقة الحسن المجتبي، شريكة الحسين سيد الشهداء، زاهده، فاضله، عاقله، كاملة، عاملة، عابده، محدثه، مخبرة موثقه، مظلومه وحيده، عقيله القريش، الباكيه الفصيحة والبليغه والشّجاعة، عقيله خدا الرسالة، رضيعة ثدي الولايه.
 
 
ازدواج حضرت زينب (س):
  اشعث بن قيس كه يكي از بزرگان طايفه "كنده" بود آن مخدره را از اميرالمؤمنين خواستگاري كرد؛ آن حضرت متغيّر شد و بر آشفت. [10] و پس از چندي حضرت علي (ع) زينب (س) را به تزويج "عبدالله بن جعفر"، پسر برادرش درآورد. و ثمره اين ازدواج پنج فرزند بود به نامهاي، "محمد"، "علي"، "عباس"، "عون اكبر"، "ام كلثوم".[11]
  "عبدالله بن جعفر" انساني با ايمان و شيفته امام حسين (ع) بود و زماني كه حضرت قصد كوفه كردند. از "عمرو بن سعيد اشرق" والی مكه براي امام (ع) امان نامه گرفت. ولي امام حسين (ع) آن امان نامه را نپذيرفتند. و نيز  "عبدالله بن جعفر"  به حضرت زينب اذن داد كه همراه برادرش حسين (ع) باشد. و به فرزندانش "محمد" و "عون" نيز سفارش كرد كه يار و ياور دايي خود يعني حسين (ع) باشند. و آنها در كربلا در روز عاشورا در ركاب سيد الشهداء به شهادت رسيدند. وقتي خبر شهادت "محمد" و "عون" به "عبدالله بن جعفر" رسيد، رو به همنشينان خويش كرد و گفت: خداي عزوجل را در هر مصيبتي حتي بر قتل حسين (ع) حمد و سپاس مي‌گويم، اگر با دستهايم با حسين (ع) مواسات و همدردي و ياري نكرده‌ام  لااقل دو فرزندم با او مواسات و ياري نموده‌اند. والله اگر نزدش حاضر بودم، دوست مي‌داشتم از او جدا نشوم تا در ركابش كشته شوم! به خدا چيزي كه مرا وادار مي‌كند از دو فرزندم دست كشيده، مصيبت شان را بر خود آسان سازم اينست كه آن دو در حال پايداري و ياري برادر و عموزاده‌ام حسين (ع) از دست رفته‌اند.[12]
 
حضرت زينب (س) در شب عاشورا:
امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: آن شبي كه پدرم فردايش كشته شد. عمه‌ام زينب نزد من بود و از من پرستاري مي‌كرد. پدرم با يارانش در خيمۀ پدرم از ما فاصله گرفته بودند...در اين هنگام پدرم اين اشعار را مي‌خواند:
 يا دهر افّ لك من خليل                              كم لك بالاشراق والاصيل
 من صاحب او طالب قتيل                                 والدهر لايقنع بالبديل
 وانما الامر الي الجليل                                وكلّ حيّ سالك سبيلي
.....من فهميدم و متوجه منظورش شدم. بغض گلويم را گرفت، ولي اشكم را نگه داشتم و ساكت شدم..... اما عمه‌ام زينب (س) نتوانست خودش را كنترل كند....به سوي برادرش حسين (ع) رفت، گفت: اي واي: اي كاش مرگ زندگي را از من مي‌گرفت، يك روز مادرم فاطمه (س) از دنيا رفت، بعد پدرم علي (ع)، و بعد برادرم حسن (ع) تنها تو مانده‌اي اي جانشين گذشتگان. حسين (ع) نگاهي به خواهر كرد و فرمود: خواهرم! شيطان شكيبايي و بردباري‌ات را نگيرد...[13]
 
 
زينب (س) در روز عاشورا:
  بعد از شهادت ياران و اصحاب امام حسين (ع) آن حضرت تنها و بدون ياور آماده جهاد و دفاع شد. آنگاه "شمر بن ذي الجوشن" با تعدادي از مردان جنگي به سوي امام حسين (ع) آمد كه "سنان بن اسد نخعي" و "خولي بن يزيد اصبحي" در ميانشان بودند و حضرت را احاطه كردند و "عمر بن سعد" به حسين (ع) نزديك شده بود. در اين هنگام زينب (س) از خيمه بيرون آمد و گفت: آي "عمر بن سعد" آيا اباعبدالله كشته مي‌شود و تو نظاره مي‌كني.[14]
 
اسارت زينب (س) و اهل بيت:
  بعد از حادثه عاشورا "عمر بن سعد" آن روز و فردايش در كربلا ماند، سپس به لشكريانش امر به بازگشت كرد. و دستور داد دختران و خواهران حسين (ع) و بچه‌هايي كه بودند و علي بن الحسين را با همان حال بيماري برداشته و با خود ببرند. وقتي زينب (س) از كنار قتلگاه برادرش مي‌گذشت مي‌گفت: يا محمداه! يا محمداه! هذا الحسين بالعراء مرمل بالدماء مقطع الاعضاء. يا محمداه! و بناتك سبایا و ذريتك مقتّله تسفي عليها الصّبا!
«يا محمداه! يا محمداه! اين همان حسين است زير آسمان قرار گرفته و به خاك و خون آغشته و اعضايش قطعه قطعه شده است. يا محمداه! دخترانت اسير گرديده، فرزندانت كشته شده‌اند، باد صبا گرد و غبارش را بر آنان مي‌گستراند!»
پس هر دوست و دشمني به گريه افتاد! به طوري كه زنان صيحه زده بر صورتهاي خويش سيلي مي‌زدند.[15]
  پس از آنكه اسرا را به كوفه بردند، حضرت زينب (س) خطبه‌اي ايراد كرد كه همه انگشت به دهان ماندند و گريه و زاري از مردم بلند شد[16] و نيز در مجلس "ابن زياد" چنان داد سخن برآورد كه "ابن زياد" غضبناك و خشمگين و درمانده شد. بعد از آن اسرا را به شام به نزد "يزيد بن معاويه" بردند و در آنجا نيز افشاگري و حق گويي زينب (س) عَنان كار را از دست يزيد گرفت تا اينكه "يزيد" اسرا را همراه "نعمان بن بشير" روانه مدينه كرد.[17]
 
حضرت زينب (س) بعد از ورود به مدينه:
  بعد از مراجعت زينب (س) از شام به مدينه به برپايي عزا بر شهداي كربلا پرداخت. در همين ايام "عبدالله بن زبير" در مكه قيام كرد و مردم را به گرفتن انتقام خون حسين (ع) ترغيب كرد. هر چند اين اقدام وي بهانه‌اي براي رسيدن به اهداف خويش بود، حضرت زينب (س) در مدينه خطبه خواند و مردم را براي قيام و گرفتن خون حسين (ع) فرا خواند. "عمرو بن سعيد اشرق" والي مدينه نامه‌اي به "يزيد" نوشت و او را از ماجرا با خبر كرد. "يزيد" در جواب نامه وي نوشت بين زينب (س) و مردم مدينه فاصله بيانداز. پس حضرت زينب را امر كرد از مدينه بيرون و به هر كجا مي‌خواهد برود. پس حضرت زينب (س) از روي كراهت در اواخر ماه ذي الحجه سال 61 هـ همراه با دختران امام حسين (ع) (فاطمه و سكينه)بيرون رفتند. و بر اساس اختلاف روايات قصد مصر يا شام را كردند. و بعد از گذشت يك سال در ماه رجب سال 62 هـق دار فاني را وداع گفتند و به ديدار معبود شتافتند.[18]
 
مزارهاي دختران علي (ع) كه نامشان زينب بود:
  زينب صغري كه مادر وي اُم ولد بوده است و عقيل برادر علي (ع) ايشان را براي پسرش محمد خواستگاري كرد و محمد با زينب صغري ازدواج كرد و زينب صغري در مدينه از دنيا رفت. همچنين براي حضرت علی(ع)، زينبي ديگر است كه ملقب به وسطي بوده است (زينب وسطي) و ايشان نيز در مدينه مدفون است. ولي زينب كبري (س) در مكان دفن ايشان سه قول است.[19]
قول اول: ايشان در مدينه در قبرستان بقيع مدفون مي‌باشند، كه البته اين قول خلاف مشهور است. بودن حضرت زينب در مدينه پس از حادثه كربلا يقيني است و خروجش مشكوك است. [20]
قول دوم: ايشان در مصر مدفون مي‌باشند.[21]در كتاب اخبار الزينبيات نقل شده كه مدتي پس از حادثه عاشورا حاكم مدينه نامه‌اي به "يزيد" نوشت و گفت: زينب در مدينه آشوب نموده؛ و عليه حكومت افشاگري مي‌كند. "يزيد" دستور داد تا آن حضرت را به شهر فُسطاط مصر (قاهره كنوني) تبعيد كردند. زينب (س) پس از مدتي در آن شهر مريض شد و از دنيا رفت و در همانجا به خاك سپرده شد.
قول سوم: اين كه ايشان در "قریه زاويه" منطقه غوطۀ شام[22] مدفون مي‌باشند. و در كتاب تحفة الزائر[23] داستاني به اين صورت نقل شده است كه: ‌پس از واقعه عاشورا در مدينه قحطي شد و "عبدالله بن جعفر" به اتفاق خانواده به شام هجرت كردند و در نزديكي شام، درختي را ديدند كه سر حسين (ع) بر آن نصب شده بود. زينب (س) با ديدن آن درخت بر زمين افتادند و مريض شدند و به "عبدالله" گفتند: من وارد شام نمي‌شوم. بعد از آن به فاصله كوتاهي فوت كردند و "عبدالله" نيز در بيرون شهر آن حضرت را به خاك سپرد. و نيز در كتاب رحلۀ ابن جبير[24] (م 614 هـق) نقل شده است كه : قبر حضرت زينب را در شام زيارت كرديم.
 
نتيجه:
  بر اساس زمان نقلهاي تاريخي پيرامون محل دفن حضرت زينب (س)، خبر "عبيدلي اعرجي حسيني نسابه" متوفي 277هـق به دليل نزديكي به واقعه تاريخي و دسته اول بودن سند بيشتر مورد قبول مي‌باشد. هر چند در مجهول بودن راويان اسناد وي نقلهايي[25] شده است. ولي گذشته از آن، حكم عقل نيز بر آن است كه حضرت زينب (س) به سوي دشمن خود نمي‌رود. و از طرفي با ملاحظه در نقلهاي علماي مورد اعتماد از جمله "كليني"، "صدوق"، "مفيد"، "طوسي" و "علامه حلي" مشاهده مي‌كنيم كه ايشان متعرض مرقد مطهر حضرت زينب (س) نشده‌اند و تنها آنچه باقي مانده است شهرتي است كه در بين مردم مي‌باشد. و بر اساس اقوال سه گانه فوق شكي نيست كه زيارت قبور مشهور حضرت در شام و همچنين جامع معروف در مصر به قصد تقرب به سوي خداي سبحان و تعظيم براي اهل بيت (عليهم السلام) مي‌باشد و در حديث است كه «نية المرء خير من عمله»[26] : «نيت انسان بهتر از عمل او مي‌باشد»
 
 


[1] . بزرگترين دختران علي (ع) از فاطمه زهرا (س) ام كلثوم بود كه در بقيع مدفون است و بعد از ايشان زينب كبري (س) و به ايشان لقب كبري دادند تا از زينب صغري كه از غير فاطمه است و مادرش ام ولد است تمييز داده شود. الطبقات الكبري، ابن سعد ، ج 2، ص 247. السيده زينب في التاريخ ص 16 – بحارالانوار، ج 43، ص 92.
[2] . السيده زينب، ص 17 به نقل از اخبار الزينبيات للعبيد لي النسابه.
[3] . اسد الغابه، سفينة البحار، ج 3، ص 497. السيده زينب ص 17.
[4] . السيده زينب. حسن محمد قاسم مصري ص 20، و در قاهره تا امروز بر اين اساس عمل مي‌شود.
[5] . السيده زينب لجنة التحقيق والتأليف ص 18 به نقل از كتاب حياة السيده شهيد دستغيب.
[6] . همان، ص 18.
[7] . لسان العرب، ج 6، ص 88.
[8] . المناقب، ج 3، ص 3557.
[9] . ويژگي‌هاي حضرت زينب ترجمه خصائص الزينبيه سيد نور الدين جزايري ص 67.
[10] . ترجمه خصائص الزينبيه. سيد نورالدين جزايري ص 169.
[11] . سفينه البحار، ج 3، ص 497.
[12] . تاريخ طبري ج 5، ص 466 – 467 ارشاد مفيد ج 2، ص 124.
[13] . وقعة الطف ص 243 – تاريخ طبري ج 5 ص 446
[14] . وقعة الطف 252 – 254 ترجمه وقعة الطف ص 187 و 188.
[15] . همان ، ص 252 – 254.
[16] .امالي مفيد، ج 48 و 49.
[17] . تاريخ طبري، ج 5، ص 461 و 462 ترجمه وقعة الطف ص 202 و 203.
[18] . السيده زينب و اخبار الزينبيات: عبيدلي نسابه ص 19 – 22 . السيد زينب في تاريخ الاسلام لجنة التحقيق والتأليف ص 48 و 49
  [19] . السيدة زينب في تاريخ الاسلام، لجنة التحقيق والتأليف. ص 49.
[20]  اعيان الشيعه، سيد محسن امين ج 7، ص 140
[21] . اخبار الزينبيات، عبيدلي اعرجي نسابه. به نقل از كتاب شيوه استفاده از متون تاريخي ف . حكيم زاده برگرفته از سخنان شيخ محمد هادي يوسفي غروي
[22] . رحله ابن جبير ص 269، طبع مصر
[24] .تحفة الزائر، سيد كاظمي، براي آگاهي بيشتر به كتاب زينب كبري نوشته مرحوم شيخ جعفر نقدي نجفي مراجعه شود. به نقل از كتاب شيوه استفاده از متون تاريخي ف. حكيم زاده برگرفته از سخنان شيخ محمد هادي يوسفي غروي.
[25] .رحلة ابن جبير، ص 269.
[26] . مراقد اهل بيت در شام، سيد احمد قهري ص 72، به نقل از كتاب الانوار النعمانيه ، ج 1 ص 82
 

sms های وفات حضرت زینب(س)

اس ام اس های تسلیت وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها جدید :

مجموعه اس ام اس های آماده زیبا برای تسلیت وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها

زینب کبری (س) به دنیا آمده بود تا صبر و شکیبایی را از حضور خویش شرمسار کند.
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

اس ام اس وفات حضرت زینب کبری (س)

عکس, تصویر, اس ام اس های تسلیت وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها جدید

آه از نماز شب نشسته و قامت نا گهان خمیده ! آه از موی سپید یک شبه !…آه از دل زینب !
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

اس ام اس تسلیت وفات حضرت زینب (س)

عکس, تصویر, اس ام اس های تسلیت وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها جدید

آه،ای ام المصائب، تمام داغ‌ها و سوگ‌ها، در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

عکس, تصویر, اس ام اس های تسلیت وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها جدید

تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب (س)
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

عکس, تصویر, اس ام اس های تسلیت وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها جدید

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
شیعه می پژمرد اگر زینب نبود
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

عکس, تصویر, اس ام اس های تسلیت وفات حضرت زینب کبری سلام الله علیها جدید

زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو عرش خدا را قائمه
یک محمد یک علی یک فاطمه
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

نه تنها زینب از دین یاوری کرد
به همت کاروان را رهبری کرد
به دوران اسارت با یتیمان
نوازشها به مهر مادری کرد
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

عشق با زینب (س) تبانی کرده است
رنگ گل را ارغوانی کرده است
هست عشق دلبریت، عشق او
صبر زانو می زند در پیش او
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

منبع : راسخون

وفات حضرت زینب (س)

 

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
 

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.

در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.

هنگامی که  سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.

امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که  این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:  به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم  که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

 

هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..?

دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

 

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: ?اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة? یعنى:

?اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است?.

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

?به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.

صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.

ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

 

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مىنویسد:

?شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.

 

وفات آن حضرت:

حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.

 

پیکان وانت تمام اسپورت



روزمیلاد مولود کعبه مبارک

بنام خدا

پیشاپیش روز میلاد مولود کعبه ، اول مظلوم عالم حضرت علی (ع) بر تمامی پدران عزیز این مرزو بوم بخصوص هم محلی های عزیزم این پدران زحمتکش و رنجدیده که با تلاش شبانه روزی خود باعث رونق کشاورزی این مملکت می شوند مبارک و خجسته باد.

                                           

                                 

                                            با تشکر

روز پدر مبارک

اس ام اس جدید برای تبریك روز پدر

 
روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم (هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم)

.
 
اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی 

روز مرد مبارک


.
حیف 

حیف


حیف که خیلی نامردی.



وگرنه روز مردو بهت تبریک میگفتم 

 
.
طبق فتوای جدید روز پدر در رشت یوم الشک اعلام شد

.

سخت ترین كار برای یه رشــــ.تی تو روز پدر چیست؟ 

 
پیدا کردن دستگاه پدریاب تو بازار سیاه

.

می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟


روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه


اما روز پدر جوراب فروشی ها .. 

 
می دونی شباهشتون چیه ؟


پول هر دو از جیب بابا می ره

.

پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک

.

روز تولد حضرت علی تنها روز پدر نیست ...


روز بزرگداشت مقام مردانگی و انسانیته ... 

 
و اون گنجی یه که هر کسی نمی تونه دارای اون باشه ... 

 
روز موجودی با محبت به نام پدر .. 

 
پدر عزیزم روزت مبارک

.
تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی و... بسیار سخت است پدرم روزت مبارک

.
روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم پدرم روزت مبارک

.

پدر ، نام تو تکیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریک عرض میکنم .

.

نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد .

.
پدر عزیزم

از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد

این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی

.

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . .

.

پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ، بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد

.

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

.

روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم


روزت مبارک

.

تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است 

 
پدرم روزت مبارک

.
میلاد مسعود اولین كوكب رخشان سپهر ولایت وامامت 

 
بر عاشقان و شیفتگان حضرتش مبارك.

.

اسوه تقـوی علی و مظــهر ایمــان علی 

 
عـزت آل پیمـــبر ، عاشــــق جانـان علی 

 
منشــاء جـود و سخاوت ، موج دریای وفا


لعل رخشـــان ولایت ،گوهــر تـابـان علی


منبع مهــر ومحبت ، صــاحب لطف و کرم


افتـــخار شیـعیان و آیت الـرحمــــان علی 

میلاد نور بر شما مبارک

.

در میـــان کعـبه جـان ، پـرتـو حق جلــوه¬گر شــد 

 
فاطمه بنت اســد هم ، صــاحب زیبـا پسر شــد


کعبه آن شب ، غـرقـه در نـور دل افـروز خـدا بـود


آسمان کعبه گویی ، مظــهر صــدها گهـــر شــد 

 
عطــر جـانبخش بهشـتی در فضــای کعبه¬ پیچید


تا کـه میـــلاد ســعید مـرتضی فخــر بشــر شــد


مـژده میـــلاد مـولا ، می¬کنــــد از غم رهـــــــایم 

 
زین بشارت کام امّت ، مملو از شهد و شکر شـد

.

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد. و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک

.

آن شهنشاهی كه بحر لا فتی را گوهر است 

 
شحنه دشت نجف شاه ولایت، حیدر است


ذات پاك مرتضی را با كسی نسبت مكن


زانكه این آب حیات از چشمه سار دیگر است 


معنی قول علی بابها آسان مدان


كاین سخن را صدجهان معنی به هر باكی در است


سرسبحانی كه پنهانست در نادعلی


هم به معنی مظهرش او هم به معنی مظهر است

.

روز تولد حضرت علی تنها روز پدر نیست ...


روز بزرگداشت مقام مردانگی و انسانیته ...


و اون گنجی یه که هر کسی نمی تونه دارای اون باشه ... 

 
روز موجودی با محبت به نام پدر ..


پدر عزیزم روزت مبارک

.

من باعث فریادتم

حافظ اسم پاکنم 

 
همیشه در کنارتم


مردانه در رکابتم 

 
عشق من پدر من


همیشه در رویای من 

 
اخ که چقدر سخته برام 

 
بدون تو فردای من 

 
من باعث فریادتم 

 
حافظ اسم پاکنم 

 
همیشه در کنارتم


مردانه در رکابتم 

 
عشق من پدر من 

 
همیشه در رویای من


اخ که چقدر سخته برام


بدون تو فردای من

.

پدرم

به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد 

 
سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد


لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز 

 
به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد 

 
روزت مبارک

.

ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر كرار شیر خدا مولود كعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما دوستان تبریك و تهنیت عرض میكنم
 
.......................................................................................................................................
 
 
سخنان زیبا مخصوص پیامک کردن !

 سخنان زیبا مخصوص پیامک کردن ! www.taknaz.ir

 

چه بسا اشخاصى که تنها با صداى کلنگ گورکن، از خواب بیدار مى‏شوند.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

هنرمند کسى است که اشگ دیگران را به لبخند شادى تبدیل کند.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

مال، از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گِرد کردن مال.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

مال اگر صرف نیکوکارى نشود، باید با زحمت جمع کرد و با حسرت گذاشت و رفت.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

بخیل، براى ثروت خود نگهبان است و براى وارث، انباردار.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

اگر پول را خداى خود کنى، همیشه اسیرى و اگر بنده خودسازى همیشه امیرى.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

گورستان، خواندنى‏ترین دفتر خاطرات و مـؤثرترین کتابِ پند است.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

بهترین ذخیره فردا، کار نیک امروز است.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

نیکوکار، زنده جاویدان است، اگرچه در کوى خاموشانش جاى دهند.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

سخاوت در زیاد دادن نیست، در به موقع دادن است.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

احساساتم نه خوبند و نه بد اما به خاطر اینکه مال من هستند اهمیت دارند.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

گاهی باید قبل از برطرف شدن نقص‌های خودمان، نقص‌هایمان را بپذیریم.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

از آهسته رشد کردن نترس، از هنوز راکد ماندن بترس.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

باید زندگی‌‌هایمان را تغییر دهیم یا قلبمان تغییر کند زیرا ممکن نیست به یک روش زندگی کنیم و به صورت دیگری دعا کنیم.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

انسان‌ها با تغییر نگر‌ش‌های درونی ذهنشان می‌توانند جنبه‌های بیرونی زندگی‌شان را تغییر دهند.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

اگر دوست داشته شوید، عشق می‌ورزید و دوست‌داشتنی می‌شوید.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

به درون‌تان بروید، در بزنید و از قلبتان بپرسید چه می‌داند.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

هرگاه خداوند به شما موهبتی می‌دهد آن را با دست تشکر بپذیرید.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

تا زمانی که توقف نکردید مهم نیست چقدر آهسته پیش می‌روید.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

خودتان را پیدا نمی‌کنید تا اینکه با واقعیت مواجه شوید.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

سایر افراد را آن طور که هستند می‌پذیرم. اکنون خشم کمتری دارم.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

کشف اینکه تنها بودن چقدر می‌تواند عدم تنهایی و دلتنگی باشد چه شگفتی دوست‌داشتنی است.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

نمی‌توانیم بگوییم که در ترکیب پیچیده زندگی چه چیزی برایمان روی می‌دهد. اما می‌توانیم تصمیم بگیریم چه چیزی در درون‌مان روی می‌دهد، چگونه از آن استفاده کنیم، با آن چه کار کنیم و آن و این اصل شناخت است.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

اگر کسی بخواهد خودش را بشناسد خانه مجللی دارد که با ارزش و اعتبار روزهای زندگی‌اش می‌تواند در آن خانه سکنی گزیند.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

تدریجا یاد گرفتم «کاشکی»های من تحقق نخواهد یافت. اما همچنین یاد گرفتم حتی اگر آنها تحقق پیدا نکنند می‌توانم شاد باشم.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

هنگامی که به پیشرفت شخصی‌ام توجه می‌کنم، مشکلاتی که هیچ تسلطی بر آنها ندارم برطرف می‌شوند.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

بالاترین شکل دانایی، آگاهی است.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

نمی‌توانید با خرد کردن مرمر با چکش، مجسمه درست کنید، نمی‌توانید به زور بازو ذهن یا روح آدمی را تغییر دهید.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

این قدر درگیر زخم‌های کهنه نشو تا رشد تازه را فراموش کنی.

 

سخنان بزرگان, اس ام اس فلسفی, جملات قصار, اس ام اس های زیبا

 

عجله و عدم بردباری تنها هدف‌هایمان را مغلوب می‌کند.

....................................................................................................................................

 

تا سیـد عشق دیده در کعبه گشود
خورشیدبه مهر روی او سجده نمود
از عـرش بلنـد هـاتفـی داد نـدا …
اعجاز بزرگ خلقت است این مولود

میلاد پر برکت مولی متقیان و روز پدر بر همگان مبارک باد

.............................................................................................................................


 rozpedarkart adana.ir 21 کارت پستال تبریک روز پدر
.......................................................................................................................................
 
 rozpedarkart adana.ir 26 کارت پستال تبریک روز پدر

 

فاطمه فاطمه است

فاطمه، فاطمه است
نویسنده: علی شیخعلی -

خواستم بگویم که : فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد(ص) است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه همسر على است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

فاطمه، فاطمه است.

از دکتر علی شریعتی

 

حماسه خرداد

حماسه های سوم و دوم خرداد
نویسنده: علی شیخعلی - چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱ 

خرداد، ماه شگفتی آفرینی ملت ایران  و منشا تحولات تاریخ ساز در جمهوری اسلامی ایران می باشد که  حماسه های سوم  خرداد 1361 و دوم خرداد 1376 از آن جمله است.

حماسه دوم و سوم خرداد با هم شباهت های بسیاری دارند. هر دو با حماسه مردمی خلق شده اند. هر دو غرور آفرین و با نیروی ایمان، میهن پرستی و آگاهی مردم  خلق شده اند. وقوع هر دو جهان را مبهوت کرد! هر دو هر سال  پشت سر هم تکرار و در تاریخ ماندگار شد ه اند.

در سوم خرداد 1361، خرمشهر - شهر خون و قیام- پس از 578 روز اشغال با عملیات بیت المقدس آزاد شد که یکی از مهم‌ترین وقایع در تاریخ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی است. فتح خرمشهر در آن روز نتایج مهمی برای جمهوری اسلامی ایران به همراه داشت. باعث تقویت روحیه مردم شد و توازن سیاسی- نظامی را به سود ایران در جنگ هشت ساله تحمیلی تغییر داد که این امر در اظهار نظر کشورهای منطقه و دولت‌های غربی و آمریکایی و رسانه‌های آنها به خوبی مشهود بود. دشمنان انقلاب اسلامی که در پشت صدام حسین به نابودی انقلاب، دل بسته بودند، دیدند که انقلاب، توانسته خود را محکم و استوار نگه دارد. به همین دلیل نیز سوم خرداد بنام روز مقاومت، ایثار و پیروزی  نامگذاری شده است.

حماسه سوم خرداد آنچنان اهمیت داشت که امام راحل(ص) فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد.

در دوم خرداد 76 نیز حماسه ای دیگر توسط مردم خلق شد که دهان جهانیان را تا مدتها باز نگاه داشت و چشمشان را خیره!

آنچه در دوم خرداد سال 1376 واقع شد امری فراتر از پیروزی در یک انتخابات بود. ملت بزرگ ایران در دوم خرداد جهت گیری جدیدی را در کشور رقم زد که همانا تأکید بر اهداف اصلی انقلاب اسلامی و تداوم آن اهداف و ایجاد اصلاحات لازم در چارچوب قانون اساسی بود. مردم در این روز بزرگ اعلام کردند که علاقه مند نظام جمهوری اسلامی هستند، قانون اساسی و آموزه های امام خمینی را با جان و دل قبول دارند. در واقع، پیروزی خواست و اراده ملت برای بازگشت به قانون اساسی و تأکید بر اجرای کامل و بدون تنازل آن، متوقف نمودن روندها و رویه های مغایر با قانون اساسی و حاکمیت قانون در کشور بود.

 اینکه تا چه حد خواسته های واقعی مردمی که حماسه دوم خرداد را آفریدند در عمل محقق شد و یا اجازه تحقق یافت، حکایت جداگانه ای است. این دوره دستاوردهای عظیمی برای مردم و کشور داشت که جدا از عملکرد «دولت اصلاحات» و دستاوردهای اجرایی، توسعه ای و حتی سیاسی آن باید مورد ارزیابی قرار گیرد و جایگزین کردن عملکرد دولت و یا رئیس جمهور با دستاوردهای تاریخی ملت، جفای بزرگی به جنبش اجتماعی مردم ایران و حماسه بزرگی است که در دوم خرداد 76 خلق کردند.
دولت برآمده از حماسه دوم خرداد، زبان فرهنگ و سیاست، یا به تعبیر بهتر «زبان اخلاق و سیاست» را به هم نزدیک کرد و سیاست اخلاقی را جایگزین اخلاق سیاسی کرد.  

مقام معظم رهبری دوم خرداد 76 را – به واسطه نقش آفرینی موثر مردم  و حضور پرشورشان در تعیین سرنوشت کشور و تداوم مسیر انقلاب اسلامی و انتخاب اندیشمند فرزانه ای که جهان را با نظریه " گفتگوی تمدنها" به تحسین واداشت-، " حماسه" نامیدند و الحق و الانصاف که چنین تعبیری، شایسته این روز بزرگ هم است.

حماسه انتخاباتی دوم خرداد هم آنچنان جهانیان را مبهوت کرد که ناچار شدند بگویند حماسه عین دموکراسی است. حتی نقل شده است که یکی از روزنامه مهم جهان نوشته است انتخابات دوم خرداد ایران نشان داد که کشورهایی در جهان هستند مانند ایران که دموکراسی و مردم سالاری در آنجا وجود دارد اما آمریکا با آنها دشمن است و کشورهایی هم هستند که در آنها دیکتاتوری است اما آمریکا با آنها دوست است.
آنچه مسلم است ملت بزرگ ایران، علیرغم محدودیت هایی که وجود دارد و علیرغم تلاشی که در جهت حذف، نفی و انکار دستاوردهای ملت در دوره اصلاحات به عمل می آید هیچگاه این دستاوردها را فراموش نخواهد کرد و به عنوان سرمایه ای بزرگ از این دستاوردها صیانت کرده و  در تداوم حرکت تاریخی خود از آنها بهره  خواهد برد و از دوم  و سوم خرداد در کنار هم به عنوان حماسه های تاریخی یاد خواهند کرد. 

.....................................................................................................................................
نویسنده: علی شیخعلی - پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱

وقتی دیدم سیه چرده ای از بندگان خدا بر روی دو دست و تخته ای چرخدار بسختی تن را جابجا و به دور خانه خدا طواف می کند که هر حرکتش شاید ثانیه هایی بطول می انجامید، اشک در چشمانم دوید و شرمنده شدم که شاید من سعی می کردم طوافم  زمان کمتری طول بکشد.

وقتی دیدم  پیرزنی سال خورده دست شوهر سال خورده تر از خود را گرفته و هر دو عاشقانه و کشان کشان به دور خانه خدای خود طواف می کنند باز شرمنده شدم که مدتی است می توانم بآسانی خود را به کعبه، قبله مسلمین برسانم و شاید از روی عادت به دور خانه خدا گشته ام! و اگر چنین بوده است طلب بخشش کردم. اما خودش قسمت کرده است که ما نیز چنین سرنوشت، قسمت و زیارت سهلی داشته باشیم. 

وقتی دیدم پیرزنی خمیده تا زانو نفس زنان و عصا بدست به سختی به گرد خانه خدا طواف میکند، جای عمه ام را خالی دیدم که در چنین وضعی است. 

اینها همه بخشی از جنبه های عشق است به خدا که در بندگانش ظهور کرده است و تنها این عشق است که می تواند انسانهایی با این شرایط را به این مکان مقدس بکشاند.

دیدن این بندگان خدا مرا بیشتر به تامل و تفکر فرو برد که عاشقان خدا با چه سختی ها و مشقتهایی و شاید پس از سالها انتظار به خانه خدای خود که آمال دلشان بوده است، رسیده اند و اینچنین خالصانه و حتی بدون استفاده از ویلچر طواف می کنند. البته هر بار خدا را بیشتر شکر کردم که سالم هستم و فکر می کنم قطعاٌ خودش قسمت نموده که خانه اش برای ما چنین سهل الوصول باشد.